گرا (گروه روشنگری اسلامی) - مادر شهید

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 30101
» بازديد ديروز : 9252
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 39354
» بازديد سال : 30100
» بازديد کل : 82920
» اعضا : 0
» مطالب : 295

عارفانه‌های خواندنی یک مادر و فرزند


تاریخ انتشار پست : 1392/11/27 بازدید : 42

شهید


از آن روزهایی سخن می گفت که فرزندش محمد، دوباره هوای سفر به جبهه ها را در سر داشت و می‌خواست به هر شکل ممکن رضایت مادر را برای رفتن دوباره به این سفر جلب کند. مادر دلش راضی نمی شد، از پسر اصرار و از مادر مخالفت. اما در نهایت دل مادر طاقت نیاورد که اشک های پسر را تحمل کند و به این سفر رضایت داد …
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

اشكتُ نبينم


تاریخ انتشار پست : 1392/7/10 بازدید : 31



عكس اوّل را آورد:
"اين پسر اولمه،محسن"
عكس دوم را گذاشت روي آن:
"اين پسر دومم محمد هستش،٢سال از محسن كوچيكتره"!!!
عكس سوم را آورد،تا خواست حرفي بزند،ديد شانه هاي امام(ره) از گريه ميلرزد،عكسها را جمع كردو زير چادرش گذاشت و خيلي جدي گفت:
"٤تا پسرامُ دادم كه اشكتُ نبينم"  
               http://apocalypse.blogfa.com
دسته : مـتفرقـه ,
برچست ها : ,
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد