گرا (گروه روشنگری اسلامی) - آرشیو 1392/11

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 29016
» بازديد ديروز : 9252
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 38269
» بازديد سال : 29015
» بازديد کل : 81835
» اعضا : 0
» مطالب : 295

خدا 4 سال بعد رو به خیر کنه!


تاریخ انتشار پست : 1392/11/28 بازدید : 49

قبل از انتخابات: شما خوبی، خانواده خوبن؟ فداتون بشم، قربون این ملت سرافراز و عزیز برم، چقدر شما ماهید، چقدر شما گلید، من خاک پای شمام، من نوکر شمام، شما اصلا بیا بزن تو گوش من... بیا بزن... جون من بیا بزن، نه آقا تا نزنی اصلا از جام تکون نمیخورم، بیا بزن...

 

دو ماه بعد: خدایا از استبداد رای و بستن دهان منتقدان به تو پناه میبرم.

 

هشت ماه بعد: منتقدان ژنو یک عده معدود کم سواد هستند.

 

یک سال بعد: یه عده آدم بو گندو‌ی پیف پیفو دارن از ما انتقاد میکنن.

 

دو سال بعد: هوی... دهنت رو ببند عوضی! میدونی از کی داری انتقاد میکنی؟!

 

دو سال و نیم بعد: تو (...) میخوری انتقاد میکنی، مگه اینجا خونه باباته الدنگ؟! فکر کردی چون حقوقدانم جوابت رو نمیدم؟

 

سه سال بعد: من دهن تو رو سرویس میکنم...

 

سه سال و 11 ماه بعد: هر کی به من انتقاد کرده مادر فلانه! با توام... آره با توام ازگل عوضی! 

 

سه سال و 11 ماه و 28 روز بعد: من فداتون بشم! قربونتون برم، ملت نجیب و عزیز ایران... حال و احوال دهنتون چطوره؟!...


منبع م.ر سیخونکچی    http://www.shia-leaders.com/url.php?vid=67626

مردی که در حمام زنانـه کار می کرد!


تاریخ انتشار پست : 1392/11/27 بازدید : 62

javanenghelabi - hammam


 نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اندامی زنانه داشت او مردی شهوتران بود با سوءاستفاده از وضع ظاهرش در حمام زنانه کار مى کرد و کسى از وضع او خبر نداشت او از این راه هم امرار معاش می کرد هم ارضای شهوت  . . .
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
دسته : گناه وثواب ,
برچست ها :

عارفانه‌های خواندنی یک مادر و فرزند


تاریخ انتشار پست : 1392/11/27 بازدید : 42

شهید


از آن روزهایی سخن می گفت که فرزندش محمد، دوباره هوای سفر به جبهه ها را در سر داشت و می‌خواست به هر شکل ممکن رضایت مادر را برای رفتن دوباره به این سفر جلب کند. مادر دلش راضی نمی شد، از پسر اصرار و از مادر مخالفت. اما در نهایت دل مادر طاقت نیاورد که اشک های پسر را تحمل کند و به این سفر رضایت داد …
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
دسته : شـهدا و دفـاع مـقـدس ,
برچست ها :

خاطره ای خواندنی از یک دختر تازه مسلمان فرانسوی


تاریخ انتشار پست : 1392/11/21 بازدید : 45

چند روزی از این قضیه گذشت تا اینکه همین دختر را با حجاب کاملاسالمی هم راه با مرد و زنی دیدم، به نظر می آمد پدر و مادرش باشند. در خیابان جلوی مدرسه با ما برخورد نمودند.
آن مرد و زن (پدر و مادرش) با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند؛ چرا دختر مارا مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد...







.
دسته : حـجاب ,
برچست ها :

چرا چادر سر میکنی؟!


تاریخ انتشار پست : 1392/11/19 بازدید : 46


پرسیدم: با منی؟

 

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

 

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.

 

خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.

 

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد . . .



لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

دسته : حـجاب ,
برچست ها :

مولای ما


تاریخ انتشار پست : 1392/11/18 بازدید : 50
مولای ما نمونه ی دیگر نداشته است
 اعجاز خلقت است و برابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک بر نداشته است
دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است
سوگند می خورم که نبی شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است
طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود
 یا جبرئیل واژه ی بهتر نداشته است
چون روز روشن است که در جهل گمشده است
هر کس که ختم ناد علی بر نداشته است
این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است

سید حمید رضا برقعی

دسته : شـعر و ادب ,
برچست ها :

علم یا ثروت از دیدگاه امیرالمونین علی (ع)


تاریخ انتشار پست : 1392/11/13 بازدید : 57

1353148010_89


جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و درفرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(ع) در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال وثروت میراث قارون و فرعون و هامان وشداد.

مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
-اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت:بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید:-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی(ع) فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود،همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
-در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،و امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است،ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
-حضرت‌علی(ع) در پاسخ به آن مرد فرمودند:
علم بهتر است؛ زیرا اگر ازمال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی برآن افزوده می‌شود...



لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

خیبر


تاریخ انتشار پست : 1392/11/7 بازدید : 43
خیبر


رسول خدا(ص) در سال هفتم هجرت تصمیم به خلع سلاح یهودیان خیبر گرفت. با دلاوری‌های سربازان اسلام قلعه‌ها یکی پس از دیگری و با سختی  و کندی سقوط می‌کرد ولی «قلعه  قموص» که بزرگ‌ترین دژ و مرکز شجاعان یهود بود، همچنان مقاومت می‌نمود و مجاهدان اسلام  قدرت تصرّف آن را نداشتند. و سردرد شدید رسول خدا(ص) نیز مانع شده بود که خود در صحنه نبرد حاضر شود.







.

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد