گرا (گروه روشنگری اسلامی) - چادر

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 30696
» بازديد ديروز : 9252
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 39949
» بازديد سال : 30695
» بازديد کل : 83515
» اعضا : 0
» مطالب : 295

رشته های چادر مادر


تاریخ انتشار پست : 1393/12/19 بازدید : 140

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در روایتی می‌فرمایند: در قیامت، فاطمه از صراط عبور کرده، وارد بهشت می‌شود و رشته‌های چادر او بر روی صراط باقی می‌ماند که یک سوی آن به دست زهرا و سوی دیگرش در عرصۀ قیامت است. در این هنگام منادی پروردگار به خلائق که از اولین تا آخرین آنان بر صراط گرد آمده‌اند، ندا‌ می دهد: 

«یَا أَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ» 

ای دوست‌داران فاطمه! به رشته‌های چادر او در آویزید.

با این فرمان، جمع کثیری از آفریدگان که در شمار محبِّین حضرت زهرا سلام الله علیها هستند، با تمسّک به رشته‌های چادر آن حضرت، داخل بهشت می‌شوند....

(به نقل از حضرت آیت الله مظاهری(

منبع روایت: تفسیرالإمام ‏العسکری، ج 432

 


چادر یعنی لبخند شهداء


تاریخ انتشار پست : 1392/12/9 بازدید : 45

چادر


ما برای این چادر داریم می‌رویم!


بیمارستان از مجروحین پر شده بود. حال یکی از آن‌ها خیلی بد بود…

یکی از رزمندگان رگ‌هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.

وقتی دکتر این مجروح را دید، به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل.

من آن زمان چادر به سر داشتم.

دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت‌تر بتوانم مجروح را جابه‌جا کنم…

مجروح که چند دقیقه‌ای بود به هوش آمده بود، به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت: من دارم می‌روم تا تو چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می‌رویم…

چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد، در بدترین و سخت‌ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم…

راوی: خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس


فرآوری و تنظیم مطلب : سایت رهبران شیعه- حمید جعفری

دسته : حـجاب ,
برچست ها : ,,

چرا چادر سر میکنی؟!


تاریخ انتشار پست : 1392/11/19 بازدید : 47


پرسیدم: با منی؟

 

گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

 

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.

 

خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.

 

خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد . . .



لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

دسته : حـجاب ,
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد