گرا (گروه روشنگری اسلامی) - شاهرخ

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 30101
» بازديد ديروز : 9252
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 39354
» بازديد سال : 30100
» بازديد کل : 82920
» اعضا : 0
» مطالب : 295

زبان فرمانده عراقی در دستان «شاهرخ»


تاریخ انتشار پست : 1393/1/25 بازدید : 65

مرتب می گفت: من نمی دونم، باید هر طور شده کله پاچه پیداکنی! گفتم: آخه آقا شاهرخ تو این آبادان محاصره شده غذاهم درست پیدا نمی شه چه برسه به کله پاچه!؟
لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید

از وقت گذرانی در کاباره تا عاقبت به خیری در جبهه


تاریخ انتشار پست : 1393/1/23 بازدید : 44

nf00353443-13

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی . . .

لطفا به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد