امام حسن (ع) : هیچ مردمی با هم مشورت نکنند جز اینکه به درستی رهبری شوند.
امام حسن (ع) : به
یکی از فرزندانش فرمود : ای پسر جانم با احدی برادری مکن تا بدانی کجاها می
رود و کجاها می آید ، و چه ریشه ای دارد ، و چون خوب از حالش آگاه شدی و
معاشرتش را پسندیدی با او برادری کن به شرط اینکه از لغزش گذشت باشد و در
تنگی مواسات باشد.
امام حسن (ع) :
خویش ( فامیل ) کسی است که دوستیش نزدیک کرده و گرچه نژادش دور باشد (
غریبه باشد ) ، و بیگانه کسی است که از دوستی به دور است و گرچه نژادش
نزدیک باشد ( فامیل باشد ) ، ( نگویید از نزدیکان است و بخاطر آنها گناه
نکنید ) چیزی از دست به تن نزدیکتر نیست ، و راستی که دست بشکند و معیوب
گردد ( سیاه شود و گند گیرد ) ( پس پول می دهید ) که دستتان را ببرند و دور
اندازند.
امام حسن (ع) : به
امام (ع) گفته شد : آیا شما در بزرگی و عزت قرار دارید ؟ در پاسخ فرمود :
بله من در عزت هستم ، خداوند میفرماید : ( سوره منافقون آیه 8 ) عزت از آن
خدا است و از آن رسولش و از آن مومنان.
امام حسن (ع) :
راستی پردیدترین دیده ها آن است که در خیر نفوذ کند ، و شنواترین گوشها آن
است که یادآوری ( و نصیحت ) را بشنود و از آن سود برد ، سالمترین دلها آن
است که از شبهه ها پاک باشد.
امام حسن (ع) :
راستی هرکه عبادت خواهد ، برای آن خود را پاک و آماده کند ، هرگاه مستحب به
واجب زیان رساند آنها را ترک کنید ، یقین پناهگاه سلامتی است ، خردمند به
کسی که از او اندرز خواهد ، دغلی نکند ، میان شما و موعظه پرده عزت طلبی
است ، دانش عذر دانشجویان را از میان برده.
امام حسن (ع) : ای
بنده های خدا از خدا بپرهیزید ، و در طلب بکوشیده و در برابر گریز باشید ، و
به عمل شتابید پیش از نقمتهای عمر برانداز و مرگ لذت ویران کن . زیرا نعمت
دنیا پایدار نیست و از آسیبش آسودگی نه و از بدیهایش جلوگیری نیست ، فریبی
است حایل سعادت ، و تکیه گاهی است خمیده . ای بنده های خدا از عبرتها پند
گیرید ، و از اثر گذشته ها متوجه شوید . از نعمت خوارگی باز ایستید و به
پندها سود برید. خدا بس است که نگه دار باشد و یاور ، و قرآن بس است که حجت
باشد و خصم در محشر ، و بهشت برای ثواب بس است ، و دوزخ برای کیفر و
شکنجه. تحف العقول صفحه 236 الی 239
امام حسن (ع) : (
سوالهایی که از آن حضرت (ع) شده و پاسخ فرموده اند ) : 1. زهد چیست ؟ رغبت
به تقوی و بی رغبتی در دنیا ، 2.حلم چیست ؟ خشم فرو خوردن و اختیار خود
داشتن ، 3.سداد چیست ؟ دفع از زشتی به خوبی ، 4. شرف چیست ؟ احسان به قبیله
و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها ، 5. نیرومندی چیست ؟ دفاع از پناهنده و
صبر در نبردها و اقدام هنگام سختی ، 6. بزرگواری چیست ؟ این است که در
غرامت عطا بخشی و از جرم بگذری ، 7. مروت چیست ؟ حفظ دین ، عزت نفس ، نرمش ،
وارسی کرد و کار ، پرداخت حقوق و دوست یابی ، 8. کرم چیست ؟ بخشش پیش از
خواهش ، اطعام در قحطی ، 9. دناءت چیست ؟ خردبینی و دریغ از اندک ، 10.
ناکسی چیست ؟ کم بخشیدن و گفتار ناهنجار ، 11.جوانمردی چیست ؟ بخشش در خوشی
و سختی ، 12.بخل چیست ؟ آنچه در کف داری شرف بدانی و آنچه انفاق کنی تلف
شماری ، 13.برادری چیست ؟ همراهی در سختی و خوشی ، 14.ترس چیست ؟ دلیری بر
دوست و گریز از دشمن ، 15. ثروتمندی چیست؟ رضای به قسمت (الهی ) هرچه کم هم
باشد ، 16.فقر چیست ! آزمندی به هرچیز ، 17.جود چیست ؟ بخشش دسترنج ،
18.بزرگی چیست ؟ آوردن خوب و ترک زشتی ، 19.سفاهت چیست ؟ به پستی گرائیدن و
با گمراهان نشستن ، 20.سفاه چیست ؟ نابخردی در مال و زبون کردن آبرو. تحف
العقول صفحه 227 الی 228
امام حسن (ع) : ای
بنده های خدا بدانید براستی که خدا شما را بیهوده نیافریده ، و سرخود رها
نکرده است ، عمر شما را نوشته و روزی شما را میانتان قسمت کرده تا هر
خردمندی اندازه خود را بداند ، و بفهمد که هرچه برایش مقدر است به او میرسد
، و هرچه از آنش نیست به او نخواهد رسید ، خدا خرج دنیای شما را کفایت
کرده ، و شماها را برای پرستش فراغت بخشیده ، و به شکرگزاری تشویق کرده ، و
ذکر و نماز را بر شما واجب کرده ، و تقوی را به شما سفارش کرده ، و آنرا
نهایت رضایتمندی خود مقرر ساخته ، تقوی باب هر توبه و سر هر حکمت و شرف هر
کردار است.هرکه از متقیان کامیاب شد به سبب تقوی کامیاب گشته ، و خداوند
تبارک و تعالی فرماید : ( سوره نبا آیه 32 ) راستی برای متقین مقام شایانی
است ، و نیز فرموده ( سوره زمر آیه 61 ) و خدا پرهیزکارانرا در مقام شایان
خود نجات بخشد ، نه بدی به دانها رسد و نه غمی دارند. ای بنده های خدا از
خدا بپرهیزید و بدانید که هرکه از خدا بپرهیزد خدایش از فتنها و آزمایشها
نیکو برآورد ، و در کارش موفق سازد ، و راه حق را برایش آماده کند ، و حجت
او را پیروز گرداند ، و رویش را سفید کند ، و دلخواهش را به او عطا کند ،
به همراه آنانکه خدا بر آنها نعمت داده از پیمبران و صدیقان و شهیدان و
نیکان و چه خوب رفیقانی باشند. تحف العقول صفحه 234