تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




گرا (گروه روشنگری اسلامی) - قضاوت با شما s

گرا (گروه روشنگری اسلامی) - قضاوت با شما

موضوعات
Category

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 30101
» بازديد ديروز : 9252
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 39354
» بازديد سال : 30100
» بازديد کل : 82920
» اعضا : 0
» مطالب : 295

قضاوت با شما


تاریخ انتشار پست : 1392/10/11 بازدید : 40


قضاوت با خوانندگان!
بـخـارى در صـحـیـح خـود ج 7، ص 156 كـتـاب الطـب بـاب قـول المـریـض قـوامـوا عـنـى از ابـن عـبـاس نـقـل كـرده : چـون رحـلت رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله رسید عده اى از مردان از جمله عمربن الخطاب در خانه حـضرت بودند. حضرت فرمود: بیایید براى شما نامه اى بنویسم كه بعد از آن گمراه نـشـویـد. عـمـربـن الخـطـاب گـفت : مرض پیغمبر غالب شده (هذیان مى گوید) قرآن نزد شماست، كتاب خدا ما را كافى است . حاضران با هم به مخاصمه برخاستند.یكى مى گفت : نزدیك بروید، پیامبرتان نامه اى بنویسد كه بعد از وى گمراه نشوید. بعضى دیگر سـخـنـى مـانـنـد عـمـربـن الخـطـاب مـى گـفـتـنـد و چـون زیـاد قیل و قال كردند، حضرت فرمود: برخیزید و بروید. عبید الله گوید: عبد الله بن عباس مـى گـفـت : بـلا و تـمـام بـلا آن اسـت كـه نـگـذاشـتـنـد رسول خدا صلى الله علیه و آله آن نامه را بنویسد.


مـسـلم در صـحـیـح خـود ج 2، ص 15 بـاب تـرك الوصـیـة بـا سـه طـریـق آن را نـقـل كـرده كـه عـبـد الله بـن عـبـاس اشـك ریزان مى گفت : یوم الخمیس و ما یوم الخمیس ...احـمـدبـن حـنـبـل نـیـز آن در مـسـنـد خـود ج 1، 325 نـقـل مى كند، مرحوم شرف الدین در المراجعات، ص 238، مراجعه 86 فرماید: كلمه اى كه عـمـر به كار برد این بود كه : ان النبى یهجر پیامبر هذیان مى گوید چنان كه عـبـدالعـزیـز جـوهـرى در كـتـاب سـقـیـفـه آورده اسـت ؛ولى مـحـدثـان نـقـل بـه مـعـنـى كـرده و گـفـته اند كه عمر گفت : ان النبى غلبه الوجع مرض بر پیامبر غالب آمده است .
مـؤ لف گـویـد: مـتـن هـر دو یـكـى اسـت ؛یـعنى عمر گفت : پیامبر از روى شعور سخن نمى گـویـد؛نـعـوذبـالله حالا باید دید منظور عمر از این جسارت چه بود؟ مرحوم شرف الدیـن در المـراجـعـات، ص 241، مـراجـعـه 86، از كـنـز العـمـال، ج 3، ص 138 نـقـل كـرده كـه عمربن الخطاب بعدها به ابن عباس گفت : منظور پیامبر از این كه دوات و شانه خواست آن بود كه خلافت على بن ابیطالب را تثبیت كند و من جلوش را با آن سخن گرفتم . مشروح سخن را در المراجعات، نامه 86 - 89 و در النص و الاجـتـهـاد، ص 80 - 90 مـلاحـظـه فـرمـایـیـد و قـضـاوت را در مـخـالفت صریح عمر با رسـول خـدا بـر عـهـده خـوانـنـدگـان مـى گـذاریـم و ایـن كـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله دیگر چیزى ننوشت و فرمود: آیا بعد از این سخن كه گفتید؟!
اصلح آن بود كه چیزى ننویسد و اگر مى نوشت در تاریخ الان فصلى باز شده بـود كـه رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله (نـعـوذبـالله ) آن را در حـال هـذیـان گـویـى نـوشـتـه اسـت . مـحدثان و مورخان اكنون در دفاع از خلیفه قداست و آبـروى رسـول خـدا صـلى الله عـلیـه و آله را لكـه دار كرده بودند؛ شلت ید الطغیان والتعدى.


منبع :
از هجرت تا رحلت، سید على اكبر قرشى


نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :        
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد